توانبخشی تخصصی ام اس ، بیشتر بر روی کاردرمانی ، به جهت حفظ قدرت عضلانی و کنترل اسپاستی سیته و آموزش مدیریت خستگی انجام می شود.

ارگوتراپیست رضا مقتدایی
توانبخشی تخصصی در ام اس (MS)
مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری التهابی-دژنراتیو سیستم عصبی مرکزی است که میتواند طیف وسیعی از علائم — از خستگی و اختلالات بینایی تا ضعف، اختلال تعادل، مشکلات شناختی و اختلالات ادراری — ایجاد کند. هدف توانبخشی تخصصی در ام اس نه درمان بیماری به صورت ریشهای، بلکه بازیابی تا حد ممکن عملکرد، کاهش ناتوانی، حفظ استقلال و ارتقای کیفیت زندگی است. توانبخشی تخصصی ام اس باید فرد محور، هدفگذاری شده و چندرشتهای باشد و در دورههای مختلف بیماری (حمله حاد، فاز بازیابی، فاز مزمن/پیشرونده) قابل اجراست.
اصول دیدگاه توانبخشی در ام اس
توانبخشی تخصصی ام اس باید به صورت شخصی سازی شده و فرد محور با معیارهای قابل اندازه گیری انجام شود.
فرد محوری و اهداف قابل اندازهگیری: اهداف باید با بیمار و خانواده توافق شوند، واقعگرایانه و قابل سنجش بوده و به بهبود عملکرد واقعی زندگی روزمره (مثلاً لباس پوشیدن، رفتوآمد، کار) معطوف باشند.
بُعد چندرشتهای: تیم توانبخشی معمولاً شامل پزشک نورولوژی یا فیزیوتراپیست متخصص در نورولوژی، کاردرمان، گفتاردرمان، روانشناس/عصبروانشناس، متخصص اورولوژی یا پیسیتی-نخاع (در صورت نیاز)، مددکار اجتماعی و پرستار متخصص است.
پویایی و تکرار ارزیابی: به دلیل طبیعت ناپایدار ام اس، نیاز به ارزیابیهای مکرر و تعدیل برنامه درمانی وجود دارد.
ترکیب درمانهای فعال و غیرفعال: تمرینهای فیزیکی و آموزش فعالیتهای عملکردی در کنار درمانهای دارویی-نمونه (مثلاً برای کنترل اسپاستیسیته یا درد) و وسایل کمکی.
اهداف کلیدی توانبخشی ام اس
توانبخشی تخصصی ام اس مانند دیگر اقدامات درمانی در بیماریهای مختلف دنبال کننده اهداف اصولی و اساسی است ، مانند ؛
۱٫ بهبود یا حفظ عملکرد حرکتی و تعادل
۲٫ مدیریت خستگی و ارتقای توان فعالیت روزانه
۳٫ تنظیم و بهبود اختلالات گفتار و بلع
۴٫ بهینهسازی عملکرد شناختی و مهارتهای اجرایی
۵٫ کنترل اسپاستیسیته، درد و مشکلات اسفنکتر (ادراری/رودهای)
۶٫ پشتیبانی روانشناختی و اجتماعی؛ بازگشت به کار و مشارکت اجتماعی
۷٫ آموزش خانواده و مراقبین
اجزای برنامه توانبخشی تخصصی ام اس
همانطور که قبلاً توضیح داده شد برای انجام توانبخشی تخصصی ام اس باید رویکرد چند رشته ای داشت .
۱٫ توانبخشی فیزیکی (Physical Therapy — PT)
فیزیوتراپی با اهداف اصلی زیر انجام می شود؛
تمرینات تقویتی و تحمل وزن: برای حفظ قدرت عضلانی و جلوگیری از تحلیل.
تمرینات تعادلی و آموزش راه رفتن: استفاده از تمرینات عملکردی، تمرینات بر روی سطوح ناهموار، و گاه تکنولوژیهایی مانند راهروی حمایتی (body-weight support treadmill training) یا رباتهای کمککننده.
تمرینات هوازی و کاردیو: برای بهبود استقامت، کاهش خستگی و فواید کلی قلبی-عروقی.
مدیریت انرژی و آموزش خود مراقبتی: تکنیکهایی برای تقسیمبندی فعالیت، استراحت هوشمند و اجتناب از گرمازدگی.
شواهد نشان میدهد برنامههای تمرینی و فعالیت بدنی منظم برای افراد مبتلا به ام اس منافع ملموسی در عملکرد و کیفیت زندگی دارند.
۲٫ کاردرمانی (Occupational Therapy — OT)
اهداف اصلی کاردرمانی در ام اس عبارتند از ؛
آموزش فعالیتهای روزمره (ADL): تکنیکهای جبرانی برای پوشیدن، آشپزی، نظافت و…
ارزیابی و تهیه وسایل کمکی و تطبیق محیط: فناوریهای کمکی، مبدلها، وسایل حمام ایمن، تنظیمات محل کار و تطابق های خانگی برای کاهش خطر سقوط و تسهیل استقلال.
سنجش انرژی و مدیریت خستگی در وظایف شغلی/خانگی.
مطالعات اخیر نقش مثبت کاردرمانی در عملکرد روزمره و مشارکت اجتماعی را تایید کردهاند، البته شواهد کیفی متنوع است و نیاز به مطالعات بیشتر وجود دارد.
۳٫ گفتاردرمانی و بلع (Speech & Swallowing Therapy)
مهمترین اهداف گفتاردرمانگر برای بیماران ام اس عبارتند از ؛
اختلالات گفتار (دیسآرتری) و بلع (دیسفاژی): ارزیابی زودهنگام حیاتی است؛ تمرینات گفتاری، تکنیکهای بلع امن، و در صورت نیاز تغییر قوام غذا یا تغذیه با لوله.
تمرینات شناختی-زبانی: برای مشکلات واژگان، پردازش زبان و حافظه که در برخی بیماران دیده میشود.
۴٫ توانبخشی شناختی (Cognitive Rehabilitation)
ممکن است بیماران ام اس در برخی افراد دچار مشکلات شناختی شوند که در چنین مواردی کاردرمانی ذهنی یا توانبخشی شناختی انجام شود .
تمرینات هدفمند برای حافظه، توجه و کارکرد اجرایی با استفاده از تسهیلات نرمافزاری، تمرینات کاغذ–مداد یا مداخلات گروهی.
اهمیت آموزش خانواده و محیط برای پشتیبانی و جبران کاستی های شناختی.
۵٫ مدیریت خستگی (Fatigue Management)
خستگی یکی از شایعترین و ناتوانکننده ترین علائم ام اس است. ترکیب آموزش مدیریت انرژی، تمرینات هوازی سبک تا متوسط، اصلاح خواب، ارزیابی عوامل قابل برگشت (مثلاً افسردگی، اختلال خواب، کمخونی) و در صورت نیاز مداخلات دارویی توصیه میشود. شواهد نشان میدهد رویکردهای چندوجهی بیشترین فایده را دارند.
۶٫ کنترل اسپاستیسیته و درد
کاردرمانی و فیزیوتراپی تخصصی، کشش هدفمند، تزریق بوتاکس یا داروهای دهانی/خوراکی و در موارد مقاوم، و درمان های کم تر تهاجمیتری مانند اسپاسمولیتیک ها یا شیوههای جراحی/نورولوژیک. انتخاب درمان بر اساس شدت، توزیع و تاثیر روی عملکرد است.
۷٫ مدیریت عملکرد ادراری و رودهای
در توانبخشی تخصصی ام اس باید به عملکرد کف لگن بیماران هم توجه داشت .
ارزیابی ارولوژیک، برنامههای نگهداری مثانه، آموزش وقایعنگاری، تمرینات کف لگن، تحریک عصبی (PTNS, SNM) و داروها. این بخش اهمیت زیادی دارد زیرا اختلالات ادراری میتواند کیفیت زندگی را به شدت تحتتاثیر قرار دهد.
۸٫ حمایت روانی و اجتماعی
یکی از مهمترین اقدامات در توانبخشی تخصصی ام اس حمایت اطرافیان و خانواده است.
درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای افسردگی و اضطراب، درمان گروهی برای پذیرفتن بیماری، مشاوره شغلی و برنامههای بازگشت به کار.
پلان مراقبت بلندمدت و پشتیبانی خانواده از معیارهای حیاتی برنامه توانبخشی است.
ساختار خدمات توانبخشی و ارائه خدمات توانبخشی
توانبخشی تخصصی ام اس به چند بخش تقسیم می شود ؛
توانبخشی سرپایی : برای بیشتر بیماران پایدار مناسب است (برنامههای چند هفتهای/ماهانه).
توانبخشی دورهای : برای دورههای بازتوانی فشرده پس از حمله یا در موارد افت شدید عملکرد مفید است. بعضی شواهد نشان میدهد دورههای درونی با تمرین منسجم (مثلاً ۳ هفته) و سپس برنامه پیگیری در خانه میتواند مفید باشد.
توانبخشی خانگی و تلههلث: بخصوص برای کسانی که رفتوآمد دشوار است؛ آموزش خانواده و ارائه برنامههای دیجیتال پیگیری.
برنامههای ترکیبی و تیمی: غالباً بهترین نتایج زمانی حاصل میشود که چند رشته با هم کار کنند و برنامه منسجم و پیگیریشدهای ارائه شود.
ابزارها و شاخصهای ارزیابی ام اس
برای انجام توانبخشی تخصصی ام اس باید در ابتدا ارزیابی دقیق از بیمار و وضعیت او انجام داد.
EDSS (Expanded Disability Status Scale): شدت کلی ناتوانی عصبی.
MSIS-29, FSS (Fatigue Severity Scale), 6-minute walk test, TUG (Timed Up and Go), Berg Balance Scale, 9-Hole Peg Test و آزمونهای شناختی استاندارد (مثلاً SDMT) برای سنجش خروجیها و پیگیری پیشرفت. استفاده منظم از این معیارها به تعیین اثربخشی کمک میکند.
شواهد اجمالی و نقاط قوت/ضعف مطالعات
مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزها نشان میدهند که برنامههای تمرینی و مداخلات چندرشتهای میتوانند به بهبود عملکرد، فعالیتهای روزمره و کیفیت زندگی منجر شوند؛ با این حال کیفیت مطالعات متغیر است و برای بعضی مداخلات (مثلاً برخی تکنیکهای شناختی یا ابزارهای ویژه) نیاز به شواهد قویتر وجود دارد.
طراحی یک برنامه توانبخشی نمونه (نمونهبالینی)
۱٫ ارزیابی پایه (هفته ۰): EDSS، FSS، MSIS-29، تست راه رفتن ۶ دقیقهای، ارزیابی بلع و گفتار، ارزیابی شناختی و بررسی وضعیت ادراری.
۲٫ هدفگذاری مشترک (جلسه با بیمار و خانواده): تعیین ۳ هدف کوتاهمدت (مثلاً افزایش مسافت پیادهروی از ۲۰۰m به ۴۰۰m در ۶ هفته)، ۲ هدف میانمدت و اهداف کیفیت زندگی.
۳٫ مداخله (هفته ۱–۶): ۳ جلسه فیزیوتراپی در هفته (تمرینات تعادلی، تقویتکننده و هوازی سبک)، ۱–۲ جلسه کاردرمانی در هفته برای فعالیتهای روزمره و وسایل کمکی، آموزش مدیریت خستگی، یک جلسه گفتاردرمانی در هفته اگر لازم باشد، و جلسات روانشناسی بر حسب نیاز.
۴٫ پیگیری و ارزیابی دوباره (پس از ۶ هفته): تکرار معیارها و تعدیل برنامه.
نکات خاص برای گروههای ویژه
بیماران ام اس پیشرونده اولیه و ثانویه (SPMS/PPMS): تمرکز بیشتر روی حفظ عملکرد، پیشگیری از عوارض ثانویه (زخم فشاری، کاهش تحرک)، مدیریت درد و پشتیبانی روانی-اجتماعی. راهبردهای پالیاتیو در موارد شدید مدنظر قرار میگیرند.
زنان باردار با MS: توانبخشی ایمن و هدفمند، توجه به خستگی و تغییرات بدنی؛ همکاری نزدیک با تیم مامایی و نورولوژی.
چالشها و نکات پژوهشی توانبخشی ام اس
کیفیت مطالعات تصادفی سازی شده در برخی حوزههای توانبخشی پایین یا متنوع است. نیاز به کارآزمایی های بزرگتر، استانداردسازی مداخلات و بررسی ماندگاری اثرات در بلندمدت وجود دارد. تکنولوژیهای نو (تلههلث، اپهای تمرینی، رباتیک) نیاز به ارزیابی دقیقتر دارند.
توصیههای عملی برای مراجعین و مراقبین
در توانبخشی تخصصی ام اس نکات زیر را به یاد داشته باشید.
شروع زودهنگام توانبخشی هر زمان که نیاز عملکردی وجود داشت مفید است.
فعالیت منظم (حتی خفیف تا متوسط) را حفظ کنید؛ شکستن جلسات به بخشهای کوتاه میتواند خستگی را کاهش دهد.
محیط خانه را ارزیابی و ایمن کنید (حذف موانع، دستگیره در سرویسها، صندلی دوش).
با تیم توانبخشی همکاری فعال داشته باشید و هر تغییر جدید در علائم را گزارش کنید.
حمایت روانی و اجتماعی را جدی بگیرید؛ مشارکت در گروههای حمایتی میتواند مفید باشد.
